پارس دلتا پاک ظروف بسته بندی, [۲۶.۰۹.۱۷ ۱۲:۴۳]
بررسی صنعت بسته بندی در ایران

اعتبارات:
بخش بسته بندی در کشور ایران از جمله بخش هایی از صنعت و خدمات است که هیچ اداره و بخش خاصی در دولت به طور مستقیم به امور آن نمی پردازد. از این جهت همواره نوعی جفا در حق این بخش روا می شود. در دعوای بودجه و یا هنگام تبیین استراتژی های خاص توسعه کشور، سهم مشخصی برای بخش بسته بندی کنار گذاشته نمی شود. اگر بودجه یا کمکی نیز برای توسعه بخش بسته بندی اختصاص یابد کسی نمی داند این بودجه را چگونه باید توزیع یا خرج کرد. زیرا بخش بسته بندی در کشور ما پراکنده و متنوع است.

تشکل های صنفی:
فقدان تشکل های صنفی مربوط به بسته بندی باعث غیر قابل دفاع شدن درخواست های بخش بسته بندی است. در واقع به دلیل نبود یک صدای رسا مانند یک انجمن یا اتحادیه صدای بخش بسته بندی آن طور که باید به گوش مسئولان نمی رسد. در روزگاری که گوش مسئولان برای شنیدن صدای غریبه ها سنگین است و فقط نجواهای آشنا را می شنود، برای رساندن صدایی که پیش از این شنیده نشده باید با صدای بلند صحبت کرد و این صدای بلند صدای یک تشکل صنفی آگاه و منسجم است.

با توجه به پراکندگی موضوعی بخش بسته بندی امکان ظهور یک تشکل کلی برای بسته بندی که هر یک از اعضای آن نماینده یک واحد صنعتی یا خدماتی باشند و در ضمن با یکدیگر نیز منافع مشترک داشته باشند به صفر نزدیک است. زیرا منافع صنفی بعضی از صنایع زیر مجموعه بخش بسته بندی اصلا در تضاد با یکدیگر است و یا حرف مشترکی با یکدیگر ندارند. برای مثال دغدغه ها و ایده آل های صنف کارتن نه تنها هیچ شباهتی به تمایلات بخش پلاستیک ندارد، بلکه در بعضی مسائل نیز در تضاد و رقابت با یکدیگر هستند. بهترین کار ایجاد تشکل های صنفی در صنوف و صنایع جزء است. مانند صنعت کارتن، صنعت تولید لفاف بسته بندی، صنایع چاپ لفاف بسته بندی، ماشین سازان بسته بندی، جعبه سازان، سازندگان ظروف پلاستیکی، فلزی یا شیشه ای و…

با تشکیل چنین تشکل هایی زمینه برای ایجاد یک کنفدراسیون یا تشکلی که اعضای آن نمایندگان تشکل های صنفی مربوط به بسته بندی باشند عملی تر خواهد بود. آن گاه چنین تشکلی به مسائلی کلی چون جذب اعتبارات کشوری، تقسیم منابع و امکانات، توسعه ارزش های افزوده و مسائلی شبیه آن خواهد پرداخت.

مدیریت:
در حال حاضر و با ساختارهای دولتی و صنفی کنونی امکان مدیریت بخش بسته بندی در کشور ایران وجود ندارد. بسته بندی در ایران هنوز در حد موج است و با آن که ضرورت آن کم و بیش در میان مدیران و عامه مردم جا افتاده، اما استراتژی مشخص و هدفمند برای آن تبیین نشده است. دولت به تنهایی و با ابزار و عوامل کنونی خود هرگز قادر نخواهد بود این موج را تحت کنترل درآورد. در حال حاضر بار این مسئولیت ناخواسته بر دوش مطبوعات تخصصی، چند موسسه و سازمان محدود دولتی و غیر دولتی و بعضی مدیران متخصص در چند واحد صنعتی مربوط به بسته بندی قرار دارد. مطبوعات تخصصی پتانسیل خوبی برای منظم کردن و تثبیت موج کنونی دارند که اگر دولت از آن استفاده کند می تواند از بسته بندی که در حال حاضر تنها به صورت یک موج است به عنوان عاملی درآمدزا و ارزآور بهره برداری کند. نباید از نظر دور داشت که بسته بندی به تدریج سهم بیشتری را در سبد هزینه خانوارهای ایرانی به خود اختصاص خواهد داد. البته این سهم به طور ناخواسته به وجود خواهد آمد. بنا بر این بخش بسته بندی نیازمند توسعه ای است که به کاهش هزینه های بسته بندی منجر شود. این مهم به دست نخواهد آمد مگر در دیدگاه برنامه ریزان توسعه بخش بسته بندی حداقل در وسعت منطقه ای مد نظر قرار گیرد تا هزینه تولید کاهش یافته و کیفیت آن نیز مورد قبول مصرف کننده قرار گیرد.

تنوع و پراکندگی:
از آن جا که بسته بندی یک پدیده نسبی است و موجودیت آن وابسته به وجود کالا می باشد، انتظار می رود تجمع واحدهای تولیدی در یک مکان منجر به ایجاد واحدهای مربوط به بسته بندی در آن مکان شود. بدین صورت به طور طبیعی استان هایی که بیشترین سهم تولید را دارند خود به خود سهم بیشتری از صنایع بسته بندی را به خود اختصاص داده اند. در این میان تولیدات غذایی به دلیل حجم بالای تولید و شرایط خاص حمل و نگهداری بخش زیادی از صنعت بسته بندی کشور را به خود مشغول کرده اند. صنایع کارتن سازی از جمله پراکنده ترین بخش بسته بندی است. از آن جا تولید کارتن کاری نسبتا ساده است و از طرفی حمل و نقل آن در مسیرهای دور چندان به صرفه نیست به طور عمومی واحدهای کارتن سازی تمرکز نداشته و در مناطقی احداث می شوند که به صنایع همان منطقه سرویس بدهند. گفته می شود بیش از چهار هزار واحد تبدیل ورق به کارتن در سراسر ایران پراکنده هستند که البته هنوز هیچ مرکزی حتی ماهنامه صنعت بسته بندی تاکنون قادر به جمع آوری آمار و مشخصات همه آنها نشده است. بسیاری از این واحدها بومی و محلی هستند و بعضی از آنها را حتی می توان در روستاها پیدا کرد.

پارس دلتا پاک ظروف بسته بندی, [۲۶.۰۹.۱۷ ۱۲:۴۳]
تولید کیسه پلاستیکی یعنی آن چه که نزد عوام به سلفون، نایلون و نایلکس معروف است از دیگر مشاغل بخش بسته بندی است که بعد از کارتن دارای تنوع و پراکندگی زیادی است. مصرف روزافزون کیسه های پلاستیکی و رقابت آن با مصنوعات مشابه کاغذی و مقوایی این پراکندگی را در آینده بسیار بیشتر خواهد کرد.

هر چه ماشین آلات و روش های مورد استفاده برای تولید ملزومات بسته بندی پیچیده تر یا گران تر باشند به طور طبیعی گستردگی سرمایه گذاری و تعدد واحدهای تولیدی آنها کمتر است. از این رو واحدهای که به تولید ظروف پلاستیکی می پردازند نسبت به واحدهایی که ظروف مقوایی تولید می کنند محدودتر هستند.

میزان تولید، میزان مصرف، سرمایه اولیه و دانش فنی مورد نیاز باعث شده که کارتن سازی و تولید کیسه پلاستیکی بیشترین تعداد واحد مربوط به بسته بندی را به خود اختصاص دهد و در نقطه مقابل آن تولید لفاف های خاص چون BOPP یا CPP و ظروفی از جنس فلز و شیشه کمترین تعداد واحدهای تولیدی را در کشور داشته باشند. در این میان نمودار مصرف و کیفیت ظروف فلزی و شیشه ای به دلیل مقتضیات حمل و نقل از یکنواختی در سطح کشور برخوردار نیست.

این موضوع گاهی حتی به طور معکوس عمل کرده و نقش تعیین کننده در تولید دارد. یعنی تولیدکننده ای که از سازنده قوطی فلزی بسیار دور باشد هرگز به فکر تولید کالایی که باید در قوطی فلزی بسته بندی شود نمی افتد. این معضل اگر جلوی تولید را نگیرد به طور قطع تولیدکننده را مجبور به فله فروشی می کند. ابتدایی ترین دستورالعمل در خصوص برنامه ریزی برای بسته بندی کشور بررسی وضعیت تقسیم امکانات بسته بندی در سطح کشور است. در حال حاضر به دلیل مرکزنشینی بسیاری از سرمایه داران ایرانی بسیاری از صنایع از جمله صنایع بسته بندی در منطقه استان تهران قرار دارند. مسیر تهران تا قزوین در ادامه آن رشت و تبریز، محل فعالیت تعداد زیادی از واحدهای تولیدی مهم صنعت بسته بندی کشور است.

مناطق جنوب کشور با وجود برخورداری از تولید قابل توجه در بخش کشاورزی سهمی درخور از توزیع امکانات و سرمایه گذاری بسته بندی ندارند. البته نوع سرمایه گذاری بخش بسته بندی برای این منطقه با نیمه شمالی کشور تفاوت هایی دارد که همین امر باید مدیریت شود.

برخی ملزومات بسته بندی همچون فیلم BOPP به طور کلی در نیمه جنوبی کشور تولید نمی شوند این در حالی است که بخش عمده ای از مواد مصرفی آنها از جنوب کشور حمل می شود و در مقابل بخش اصلی بازار مصرف آنها نیز تنها در نیمه شمالی کشور است.

پرنام و نشان ترین منطقه کشور از نظر صنایع بسته بندی یک چهارم شمالی کشور است که شمال خراسان، استان های شمالی، تهران و شمال آذربایجان را شامل می شود. در مقابل کم نام و نشان ترین منطقه، جنوب شرقی کشور است که گویی به طور کلی فراموش شده و به حال خود رها شده است. منطقه شمال غرب کشور به دلیل همسایگی با کشور ترکیه از شتاب خوبی در پیشرفت بسته بندی برخوردار است. در مقابل منطقه شمال شرق کشور با توجه به داشتن امکانات تحقیقاتی وسیع تر، جذب سرمایه بیشتر و آب و هوای معتدل تر از روند کندی در توسعه بسته بندی برخوردار است. وضعیت کمی و کیفی بسته بندی در شمال شرقی کشور با قطبیت زعفران و امکانات کشاورزی در این منطقه همخوانی ندارد و به نظر می آید این منطقه از مزیت های نسبی خود که در بالا گفته شد به قدر کافی استفاده نکرده است. وجود برخی واحدهای صنعتی بزرگ مربوط به بسته بندی با مالکیت های غیرخصوصی یا مدیران غیرمالک در این منطقه تا حدی در توقف و یا کندی پیشرفت صنعت بسته بندی آن تأثیر داشته و دارد.

نکته مهم دیگر درباره کیفیت پراکندگی بخش بسته بندی در کشور مربوط به پایگاه های بسته بندی است. در خصوص کمیت و کیفیت پایگاه های بسته بندی به دلیل آمیخته بودن آنها با واحدهای تولیدی نمی توان اظهار نظر خاصی کرد. منظور از پایگاه های بسته بندی واحدهای خدماتی یا صنعتی است که تنها به عملیات بسته بندی می پردازند. چنین واحدهایی اگر تنها به قصد ارائه خدمات به تولیدکنندگان تأسیس شده باشند در مناطقی نزدیک به واحدهای تولیدی یا کشاورزی احداث می شوند و اگر محصولات را گرفته و پس از بسته بندی به نام خودشان به بازار عرضه کنند ممکن است کارگاه خود را در منطقه مصرف احداث کنند. البته این امر قطعی نیست. کیفیت و کمیت پراکندگی پایگاه های خدمات بسته بندی از جمله موارد بسیار مهم در توسعه بخش های تولیدی از جمله بخش کشاورزی است. در این مورد باید روی دولت حساب کرد. به عبارتی برنامه ریزی و راهبری این حوزه از صنعت بسته بندی تنها از نهادی عمومی بر می ا~ید. این نهاد می تواند دولت یا یک تشکل صنفی قوی باشد. در کشور هنوز سازماندهی برای توزیع خدمات بسته بندی صورت نگرفته و البته این کار نیازمند همگرایی بین طرف های ذی نفع است.